پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
27
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
تفسير سنّى ، چنان كه قشيرى در مقدمهء تفسير خود « 28 » توضيح مىدهد ، « تفسير » به معنى اصطلاحى كلمه ، يعنى شرح متن در سطح الفاظ است . اين شرح متن قرآنى را ، بر حسب تخصّص مفّسر از جهات لغوى ، نحوى ، فقهى ، تاريخى و كلامى بررسى مىكند . بسيار كم اتّفاق مىافتد كه مفسّرى تنها يكى از اين جهات را اختيار كند ؛ غالبا چنان كه در تفسير مفسّران بزرگى مانند طبرى و ثعلبى و زمخشرى و رازى ديده مىشود ، مفسّر به چند جهت توجّه مىكند . تفسير شيعى بيشتر « تأويل » است ؛ اين تفسير ، در ماوراء معنى لفظى ، در جستجوى معنى پنهانى است كه سرّ آن در نزد اهل بيت است . به اين ترتيب ، قرآن يك وحى باطنى مىشود ، گنج ممهورى است كه تنها امامان و صاحبان تأويل و نگهبانان كتاب مىتوانند آن را بگشايند . و امّا صفت اين نوع جستجوى معنى در قرآن نه تنها خواست مدّعى كشف معنى است به اينكه آن را به ديگران انتقال دهد ، بلكه علاوه بر آن جهتگيرى اجتماعى - سياسى اوست كه متن قرآنى را تحت همه گونه تفسير استعارى قرار مىدهد تا در آن تأييدى بر نظريات خود بيابد . ماسينيون در اين باره لفظ « طاغوت » ( بقره ، 256 و 257 ) را مثال مىآورد كه در آن بعضى از مفسّران شيعى اشارهاى به ابو بكر مىبينند . « 29 » گولدتسيهر نيز مثالهاى ديگرى از اين نوع تفسير برخاسته از جانبداريهاى سياسى - اجتماعى به دست مىدهد . « 30 » با اين همه بايد متذكّر شويم كه تفسير شيعى تنها شامل اين گونه چيزها نيست ، و ما از طريق كارهاى تحقيقيى كه هانرى كربن به دست داده است مىدانيم كه چه گنجينههاى روحانى گرانبهايى در بعضى از تفسيرهاى شيعى نهفته است . ولى در هر حال ، اين موضعگيرى سياسى - اجتماعى نشانهء عمدهاى است كه تفسير شيعى را از يك مكتب تفسيرى سوّم ، كه ما آن را مكتب تفسيرى صوفيانه مىخوانيم ، متمايز مىكند . اين تفسير اخير را غالبا نوعى « تأويل » به شمار مىآورند و به اين جهت اهل تسنّن آن را مطرود مىدانند . در حقيقت خود صوفيّه وقتى كه از روش خود سخن مىگويند ، آن را نه « تفسير » مىخوانند و نه « تأويل » ، بلكه آن را « استنباط » مىنامند ، و اين خود كلمهاى است كه منشأ قرآنى دارد و آنها آن را براى بهتر متمايز كردن خود از ديگران اختيار كردهاند . كلمهء « استنباط » در لغت به معنى عمل جهانيدن آب از چشمه است كه به عبارت ديگر معنى آن به سطح آوردن چيزى است كه در عمق زمين نهفته است . در نزد صوفيان ، متن قرآنى عمقى دارد ،
--> ( 28 ) . التفسير فى علم التّفسير ، نسخهء خطى دانشگاه استانبول ، الف 3228 . ( 29 ) . مصائب ، ص 703 . ( 30 ) . نگاه كنيد به : dierichtungen , pp . 263 sp . تفسير جعفر بن منصور يمنى به نام كتاب الكشف ( به تصحيح اشتروتمان ( strothmann ) ، 1952 ، 180 صفحه ) را مىتوان نمونهء كاملى از اين نوع روش تفسيرى دانست .